بايد دانست که «مهر» بر خلاف آنچه بلافاصله از نامش بر میآيد خدايی
قاطع، کوبنده و تمام کننده است. چشمها، گوشها و دستيارانی دارد که همه
چيز را میپايند و کوچکترين پيمانشکنی را منعکس میکنند. مهر نيز بدون
ترحم همهی بدعهدان را منکوب میکند و نظم و ميثاق را استوار مینمايد.
![]() زرتشت |
رسالت ِ بزرگ مهر استقرار حاکميت قانون بوده که با روش کنترل شبانهروزی پيمانها و ميثاقها مجری میداشته است. مهر هر روز از يک سوی جهان برمیخاسته، برفراز دماوند میايستاده و اسرار جهان را درمیيافته و به سوی ديگر میرفته است.
مهرگان جشن پاسداری ِ پيمانهای اجتماعی است. يعنی جشن ِ «انسان». موجودی که هويت ممتاز خود را در گرو همين پاسداری يافته است. اگر نوروز را روز «زمين» ناميدهاند، چنانچه مهرگان نيز به اندازهی نوروز شهرت میيافت هيچ دور از انتظار نبود که آن را روز «انسان» بخوانند. بیترديد انسان و ميثاقهای او در ادوار کهن مخصوصا ً در جايیکه زادگاه تاريخی کشاورزی است با محصول و جانورانی که پيرامون زندگی کشاورزان هستند در هم میتند. زمان وقوع مهرگان بر اين نکته دلالت دارد. در مجموع و بطور خلاصه، جشن مهرگان، جشن نيايش به پيشگاه «مهر ايزد» ايزد روشنايی و پيمان و درستی و محبت، ايزد بزرگ و كهن ايرانيان و همه مردمانِ سرزمينهايی از هند تا اروپا، به هنگام اعتدال پاييزي در نخستين روز مهرماه و در حدود دو هزار سال اخير در مهر روز از مهرماه، برابر با شانزدهم مهرماهِ گاهشماری ايرانی (هجری خورشيدی فعلی) برگزار میشود. آنگونه كه از مجموع منابع موجود، همچون نگارهها و متون باستانی و نوشتههای مورخان و دانشمندان قديم ايرانی و غير ايرانی (مانند فردوسی، بيرونی، ثعالبی، جهانگيری، اسدیِ توسی، هرودوت، كتسياس، فيثاغورث، . . .) و نيز آثار شاعران و اديبان (مانند جاحظ، رودكی، فرخی، منوچهری، سعدسلمان، . . .) دريافته میشود؛ مردمان در اين روز تا حد امكان با جامههای ارغوانی (يا دستكم با آرايههای ارغوانی) بر گرد هم میآمدهاند؛ در حالی كه هر يك، چند «نبشته شادباش» يا به قول امروزی، كارت تبريك برای هديه به همراه داشتهاند. اين شادباشها را معمولاً با بويی خوش همراه میساخته و در لفافهای زيبا میپيچيدهاند. در ميان خوان يا سفره مهرگانی كه از پارچهای ارغوانی رنگ تشكيل شده بود؛ گل «هميشه شكفته» مینهادند و پيرامون آنرا با گلهای ديگر آذين میكردند. امروزه نمیدانيم كه آيا گل هميشه شكفته، نام گلی بخصوص بوده است يا نام عمومیِ گلهايی كه برای مدت طولانی و گاه تا چندين ماه شكوفا میمانند. در پيرامون اين گلها، چند شاخه درخت گز، هوم يا مورد نيز مینهادند و گونههايی از ميوههای پاييزی كه ترجيحاً به رنگ سرخ باشد به اين سفره اضافه میشد. ميوههايی مانند: سنجد، انگور، انار، سيب، به، ترنج (بالنگ)، انجير، بادام، پسته، فندق، گردو، كُـنار، زالزالك، ازگيل، خرما، خرمالو و چندی از بودادهها همچون تخمه و نخودچی. ديگر خوراكیهاي خوان مهرگانی عبارت بود از آشاميدنی و نانی مخصوص. نوشيدنی از عصاره گياه «هَـئومَـه/ هوم» كه با آب يا شير رقيق شده بود، فراهم میشد و همه باشندگان جشن، به نشانه پيمان از آن مینوشيدند. نانِ مخصوص مهرگان از آميختن آرد هفت نوع غله گوناگون تهيه میگرديد. غلهها و حبوباتی مانند گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. ديگر لازمههای سفره مهرگان عبارت بود از: جام آتش يا نوكچه (شمع)، شكر، شيرينی، خوردنیهاي محلی و بویهای خوش مانند گلاب. آنان پس از خوردن نان و نوشيدنی، به موسيقی و پايكوبیهای گروهی میپرداختهاند. سرودهايی از مهريشت را با آواز میخوانده و اَرْغُـشت میرفتهاند (میرقصيدهاند). شعلههای آتشدانی برافروخته پذيرای خوشبويیها (مانند اسپند و زعفران و عنبر) میشد و نيز گياهانی چون هوم كه موجب خروشان شدن آتش میشوند. ( رضا مرادي غياث آبادي )+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا
|
