تبليغاتX
سوشيانت: وب‌نوشته‌هاي يك معمار

سوشيانت: وب‌نوشته‌هاي يك معمار

اصفهان - حاشيه‌ي زاينده‌رود - پل خواجو - مهر 1383

  

      



+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

چهار‌شنبه 27 دي 1357 – 18 صفر 1399 – شماره 10615

 يك روز پس از خروج شاه از كشور، بيشتر موضوعات روزنامه حول‌وحوش اين اتفاق و آينده‌ي مملكت پس از شاه و پيش‌بيني وضعيت بود. همچنين راه‌پيمايي روز اربعين (پس‌فردا) و دعوت مردم به حضور در آن ديگر عنوان‌هاي خبري را تشكيل مي‌داد.

- اما‌م خميني: پيروزي هنوز كامل نيست.

- به‌وسيله‌ي امام‌خميني، اموال شاه ملي اعلام شد.

- مقررات راهپيمايي جمعه (از طرف جامعه‌ي روحانيت مبارز)

- خبرگزاري اتنقلاب اسلامي بايد تشكيل شود.

- عده‌اي از نمايندگان مجلس استعفاكردند.

- امام‌خميني در مصاحبه با اكسپرس: حكومت اسلامي بي‌طرف و غيرمتعهد خواهدبود.

- شاه و سادات درباره‌ي ايران مذاكره‌كردند. اقامت شاه در مصر چندروز طول‌مي‌كشد.

- مجسمه‌هاي شاه و رضاشاه در شهرها پايين‌كشيده‌شد.

- ديروز هزاران اسكناس كه عكس شاه از ميان آنها قيچي‌شده‌بود، در بين مردم دست‌به‌دست مي‌شد.

- گوشه‌هايي از شعارهاي مردم:

 بعد از شاه نوبت آمريكاست

 در طلوع آزادي، جاي شهدا خالي

 ما بت‌ها را شكستيم، خميني منتظر تو هستيم.

- شاه در آخرين لحظه‌ گريه‌كرد.

 ساعت 8 و 13 دقيقه‌ي ديروز، شاه و شهبانو در حالي‌كه هر دو اشك به چشم‌داشتند و همراه با حاضران گريه‌مي‌كردند، با هواپيماي جت شاهين تهران را ترك‌كردند. شاه به‌اتفاق شهبانو به فرودگاه مهرآباد آمد و مدتي را در يكي از پاوين‌هاي سلطنتي به استراحت‌پرداخت. در ساعت 12 و نيم، دكتر شاپور بختيار، نخست‌وزير و دكتر جواد سعيد، رييس مجلس ملي با هلي‌كوپتر وارد فرودگاه‌شده و راي اعتماد مجلس را به اطلاع شاه رساندند. پس از آن شاه در مصاحبه‌اي كوتاه با خبرنگاران گفت: «... اميدوارم كه دولت بتواند در ترميم گذشته . هم در پايه‌گذاري‌ي آينده م وفق‌شود و براي اين‌ كار، ما مدتي همكاري و حس وطن‌پرستي را به اشد كلمه احتياج‌داريم. مردم بايد زندگي‌شان را شروع‌كنند و ...» خبرگزاري‌ها از قول يك مقام دربار اعلام‌كردند كه شاه جعبه‌ي كوچكي از خاك ايران را همراه برده‌است.


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 5:8 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

سرانجام از امروز و با چندي تاخير، عنوان‌هاي روزنامه‌ي كيهان سال 1357 به بعد را مي‌گذرام. اميدوارم كه موردتوجه‌قراربگيرد:

سه‌شنبه 26 دي 1357 – 17 صفر 1399 – شماره 10614

در اين شماره آنچه بيش از همه به‌چشم‌مي‌آيد و به‌نوعي خاطره‌ي جمعي‌ي همه از سال 1357 شده، عنوان درشت «شاه رفت» است. در لابه‌لاي نوشته‌هاي اين شماره مطالب ديگري نيز آمده‌است:

- از دكتر سنجابي با مهندس بازرگان به‌عنوان نخست‌وزير احتمالي دولت موقت نام‌برده‌مي‌شود.

- نامه گروهي از دانشجويان به آيت‌ا... طالقاني: ما خواهان دموكراسي و آزادي‌ي عقيده هستيم.

- امام‌خميني: ماركسيست‌ها در ابراز عقيده آزادند.

- تاريخ بازگشت امام‌خميني به ايران

- تهران ديروز شاهد روبوسي‌ي مردم با سربازان بود

- بررسي‌ي برنامه‌ي دولت بختيار در مجلس شوراي ملي : ايران احتياج به جهاد عظيم اقتصادي دارد

- كاركنان بانك مركزي: جواهرات سلطنتي متعلق به ايران است.

- آقاي نخست‌وزير با تورم چه مي‌كنيد؟


در صفحه‌ي 2 اين روزنامه هم نامه‌اي از فريدون مشيري به‌چشم‌مي‌خورد كه خواندن دوباره‌ي آن مي‌تواند به زودباوري و زودتصميم‌گيري‌ي مردم ايران و نيز اندك تغيير در طاهر و بازتوليد باطن امور صحه بگذارد:

« فريدون مشيري، شاعر توانا و نامدارمان – كه همه‌ي ما ايرانيان مديون شعر ناب‌اش هستيم- تلفن‌كرده‌بود با بغضي شكسته كه آمده‌اند و برروي در خانه‌ام نوشته‌اند مرگ بر شاعر خاين و گردآگرد خانه‌ام فرياد مي‌كشند مرگ بر فريدون مشيري ساواكي! پشتم لرزيد، چرا كه به ظاهر با ساواكي‌هاي جديدي روبه‌رو هستيم و براي اينان نيز مثل قديمي‌ها، حيثيت و اعتبار و ناموس و جان مردم بي‌گناه، پشيزي ارزش ندارد.

ماجرا از اين قرار است كه گويا در يكي از ليست‌هيا قلابي، بنده‌ي خدايي به اسن فريدون مبشري، را ساواكي معرفي‌كرده‌اند، و با تغيير يك نقطه، ناگهان شاعر عزيز ملتي، شده‌است خاين. نقطه ... ببخشيد نكته همين‌جاست و اين به اصطلاح خاين، كسي است كه سال‌ها نمي‌گذاشتند كتاب‌هاي شعر-‌اش را چاپ‌كند، چون ساواك را خوش‌نمي‌آمد.»


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

my blog moments
با خودم قرارگذاشته‌بودم تا از روز 26‌ام دي‌ماه، هر روز عنوان‌ها و برخي خبرهاي جالب روزنامه‌هاي قديمي را آماده‌كنم و بگذارم اينجا. اما هوس تغيير ميزبان حسابي گرفتارم كرد و اين كار تا امروز كه آخرين روز دي‌ماه است، تعويق افتاد. حالا اميدوارم كه اين‌كاري كه انجام‌مي‌دهم، مورد توجه قرار بگيرد، چرا كه فكر مي‌كنم بايد هر از چندگاهي تاريخ همين نزديكي را دوباره ورق بزنيم. اين روزهاي نزديك را همه‌ي ما تجربه‌:رده‌ايم و راحت‌تر مي‌“وانيم قضاوت كنيم. پس قضاوت با شما ...
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 2:16 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

چهار پنج روز بود كه داشتم تلاش مي‌كردم تا وبلاگي رو براساس mt و برروي دامنه‌ي خودم نصب كنم. اما نشد كه نشد. نه با mt 3.35 و نه با ,mt 4.1 . هيچكدام جواب نداد فقط تا جايي كه تونستند اعصابمو به هم ريختند و حسابي وقم رو هم گرفتند. حالا دوباره برگشتم سر جاي اولم. بلاگفا، انصافا كه ميزبان خوبيه و بي دردسر.
از اين به بعد هم با تغيير كوچكي در نام و همچنين تغيير قالب مي‌خواهم كه دوباره وب‌نويسي رو شروع كنم.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

يك عدد گاوصندوق محترم در حاشيه‌ي پياده رو (مشهد )




+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 1:20 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

چندي پيش داشتم روزنامه‌هاي قديمي را ورق‌مي‌زدم، كيهان تاريخ ۱۹ آذر ۱۳۵۸ در صفحه‌ي اول، عنوان بالا را قرارداده‌بود و اعلام‌كرده‌بود كه در راستاي اهدف انقلاب اسلامي، همراه با ملت غيور و شهيدپرور و مبارز و استكبارستيز و ضدامپرياليستي و ... اين اتفاق ميمون افتاده و دست عده‌اي از مهندسان مشاور از اين جامعه كوتاه‌شده‌است. متن زير را بخوانيد:

" از سوي جامعه‌ي مهندسان مشاور ايران چند شركت بزرگ مهندسي مشاور كه صاحبان آنها به‌علت وابستگي به دربار منحوس پهلوي مرتكب سو‌ءاستفاده‌هاي كلاني شده‌، فراركرده‌آند، كنارگذاشته‌شدند. دربين مهندسان مشاوري كه مشمول پاك‌سازي شده‌اند، كامران ديبا پسرعموي فرح مي‌باشد، كامران ديبا با نزديكي بادربار سابق توانست كارهاي ساختماني بزرگي را قبضه‌كند، مهندس كيقباد ظفر پسرعموي ثريا همسر سابق شاه مخلوع نيز يكي ديگر از مهندسان مشاوري است كه به‌علت دوستي نزديك با محمدرضا پهلوي تواسنت قراردادهاي بزرگ راهسازي را دراختيار خود بگيرد. مهندس حسين امانت نيز مدير يكي از شركت‌هاي مهندسي مشاور است. مهندس حسين امانت طراح ميدان آزادي (شهياد سابق) است كه براي ايجاد آن ميليون‌ها ريال مصرف‌شد. مهندس عبدالعزيز فرمانفرماييان از ديگر مهندسان مشاوري است كه مورد تصفيه قرارگرفته‌است. وي طراح نقشه‌ي جامع شهر تهران است و توانست با ارتباط نزديك خود با محمدرضا ميليون‌ها تومان از ايجاد ساختمان استاديوم صدهزارنفري و طرح جامع سو‌ءاستفاده‌كند. اموال گروهي از اين مهندسان مشاور كه درگذشته مرتكب سوءاستفاده‌هاي كلان شده‌آند، توقيف‌شده‌است. مهندسان مشاوري كه مورد تصفيه و پاك‌سازي قرارگرفته‌آند به‌ترتيب شركت‌هاي لاض-ارگانيك، امانت و همكاران، سردار افخمي، حيدرغياثي، كليزه، عبدالعزيز فرمانفرماييان، ناسكو، ايرندكو، طالقاني، دفتري، ايران كاميساكس، ايران سائوئي، اگرونوميك، بوربور، فاروق و هارون‌الرشيد فرمانفرماييان، بهروزان و همكاران، اساكو، كنسرسيوم همكاري مهندسين مشاور مي‌باشد. مراحل پاك‌سازي به‌اطلاع شوراي انقلاب رسيده‌است." ( كيهان، ۱۹/۹/۱۳۵۸، ص ۱)


--------------------------------------

در تمام طول تاريخ ارزشمندترين ساختمان‌ها كارفرمايي دولتي و حكومتي داشته‌اند، اگر نگاهي به گذشته‌ي معماري‌مان بيندازيم اين مطلب كاملا آشكار مي‌شود. حال اگر با تغيير حكومتي، شرايط دوران دگرگون شد آيا بايد هرآنچه از قبل به‌جاي مانده را تخريب‌كرد و حتا سازندگان آن را آواره كرد. مثلا با مرگ شاه‌عباس بايستي ميدان نقش‌جهان و معمار رآن را نابودمي‌كردند. نه به راستي كه هيچ عقل سليمي اين را نمي‌پذيرد. اما موج‌ انقلاب كه به اين مملكت رسيد تاروپود همه چيز را به‌هم‌ريخت. اين امواج سرگردان با چاشني تندروي و ايديولوژي‌زدگي همه‌چيز را در عرض چندسال چنان درهم‌ريخت كه تشخيص سره از ناسره امري محال شد.

نكته‌ي جالب در مورد مشاوران پاك‌سازي‌شده اين است كه همه‌ي آنها به‌نوعي طراحان مهم‌ترين و بهترين بناهاي معماري معاصر ما در دروان مدرن مي‌باشند. كامران ديبا صرف‌نظر از رابطه‌ي خانوادگي با فرح، خود معمار و هنرمند زبردستي است كه در انجام پروژه‌ةاي محول شده رگه‌هاي بديعي از خلاقيت و ذوق را از خود روزداده‌است. موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران بي‌شك يكي از برجسته‌ترين آثار معماري سده‌ي اخير ماست. همچنين طرح شوشتر نو كه پيوندي شگفت با بافت كهنه‌ي اين شهر برقراركرده‌است.



حسين امانت هم در جواني و درحالي‌كه تازه فارغ‌التحصيل شده‌ بود در مسابقه‌ي طراحي يادمان ميدان شهياد، باوجود حضور بسياري از معماران مطرح آن زمان، برنده‌شد و طرح پيشنهادي‌اش اجراگرديد. طرحي كه واجد بسياري از خصوصيات معماري گذشته‌ي ما در كالبدي نو و مدرن است. عظمت و كيفيت ساخت بالاي آن هنوز هم زبانزد است و اگر نباشد نابخردي و بي‌سليقگي مسوولين كنوني مي‌توان آن را سال‌ها حفظ‌كرد.


عبدالعزيز فرمانفرماييان هم موسس نخستين دفتر مشاوره در ايران و واردكننده‌ي بسياري ازفن‌اوري‌هاي نوين ساختمان در آن دوران بوده‌است. طرح عظيم مجموعه‌ي ورزشي آريامهر ( آزادي كنوني) يكي از بزرگترين طرح‌هاي معمراي تاريخ ايران بوده و ساخت آن تحولي عظيم در صنعت معماري ما ايجادكرد. اين طرح چه از نظر معماري و چه سازه يكي از نكقاط روشن معماري معاصر ما محسوب مي‌شود. با ساخت اين مجموعه ايران براي اولين و آخرين بار توانست ميزباني بازي‌هاي آسيايي (۱۹۷۴) را به‌ٱست آورد و همچنيني آخرين باز ميزبان بازي‌هاي جام‌ملت‌هاي آسيا و قهرمان آن مسابقات شد و هنوز هم آبروي فوتبال ما مي‌باشد.اكنون پس از بيش از سي‌اسل با صرف هزينه‌هاي به مراتب بيشتر هنوز نتوانسته‌ايم جايگزيني براي اين مجموعه بسازيم يا يكي ديگر هم‌پاي آن داشته‌باشيم. طرح جامع تهران نيز يكي از بهترين طرح‌هاي جامع در كشور بوده كه با همكاري مشاوران برجسته‌ي خارجي انجام‌شد و اگر امواج انقلاب اجراي آن را متوقف نمي‌كرد شايد وضع امروز شهر تهران چنين نبود، چرا كه پس از پيروزي انقلاب، اجراي طرح متوقف‌شده و درجاهايي كه براي كاربري مسكوني درنظرگرفته‌نشده‌بود، به‌}هت حمايت از اقشار فقير و كم‌درآمد، اجازه‌ي ساخت‌وساز داده‌شد و اين خود باعث هجوم بسياري از مردم به شهر تهران و ايجاد بافت‌هاي به‌هم‌ريخته و نامنظم پيرامون تهران‌شد و امروز مشكلات بسياري را براي توسعه و نيز رساندن تاسيسات شهري به‌وجودآورده‌است. فرمانفرماييان هم به‌عنوان يك معمار پيش‌گام ايراني، امروز بايد در خارج از كشور به‌سرببرد و نسل جديد از تجربه‌اش بي‌بهره‌باشند، ماجرايي كه براي هوشنگ سيحون نيز اتفاق افتاده‌است.


سردار افخمي و حيدر غياثي نيز از بزرگترين معماران دوران پهلوي دوم بوده اند كه آثار بسياري را ساختة‌اند كه هركدام در نوع خود حرف‌هاي بسياري در راه آشنايي با معماري مدرن دارند.

غیر از این دوستان بسیاری از معماران صاحب نام در نخستین ماه ها وسال های پس از انقلاب بیکار شده یا اجازه ی کار بدان ها داده نشد و سختی های بسیاری کشیدند. کسانی که امروزه از جریان سازترین معماران هستند و استادان برتر دانشگاه های ما شدند. این بزرگان زمانیمجبود به کارکردن در مغازه ها یا÷ادویی کردن و... بودند تا بیکار نباشند. حتا یکی از آنها هر روز صبح با لباس رسمی از خانه خارج می شده و تا طهر یک مسیر مشخص را طی می کرده تا بیکار نباشد. چون اجازه ی کار نداشته است.

چنين جرياناتي فقط در كشورهايي نظير ما مي‌افتد كه تجربه‌ي نسل پيشين‌اش را با چويب ايديولوژي از خود مي‌راند. امروز اما شرايط باز هم مانند گذشته‌است و كم نيستند دفاتر مهندسي كه با پول‌هاي هنگفت دولتي و دلارهاي نفتي، رابطه‌هاي آن‌چناني و رانت پروژه‌هاي كلاني را از آن خود مي‌كنند. تنها تفاوت اين است كه نتيجه‌ي آن منجر به ساخت طرح‌هاي ناب معماري و ايجاد جريان‌ جديد معماري نمي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

۱- دموكراسي، آرماني‌ترين روشي است كه انسان‌ها براي هدايت جامعه‌ي خويش بدان دست‌يافته‌اند. هر گروهي یا جامعه‌اي اگر ه‌دنبال راهي براي مديريت خود مي‌؛ردد، پس از تجربه‌هاي بسيار به‌ناچار دست به دامان دموكراسي خواهدشد. ايران نيز چنين بوده و يكي از اهداف انقلاب ۵۷ جايگزيني دموكراسي و توسعه‌ي آن بوده‌است. دموكراسي واژه‌اي است بسيط كه معنايي عظيم را در خود نهفته‌است و افزودن هر تعريفي به آن باعث دورشدن از اصل مفهوم، جمع دو نقيض و از اعتبار افتادن آن مي‌شود. اين روزها واژه‌ي نامانوس و متضاد مردم‌سالاري‌ي ديني بسيار به‌گوش مي‌رسد. تركيبي نامفهوم و از ريشه اشتباه، چراكه بنا به تعريف دموكراسي، آميختن آن با هرنوع مرام، عقيده يا ايديولوژي، دموكراسي را ساقط و بي‌معنا مي‌كند. هر مرام و عقيده، مكتب، دين يا انديشه‌اي به‌ناچار حقوق بخشي از جامعه را كه پايبند به آن نيستند را ضايع‌كرده و مخالفان، دگرانديشان و اقليت را از عرصه‌ي اجتماع دوركرده و صداي آنان را خفه‌مي‌كند. مسلما ما هيچ‌گاه نمي‌توانيم بگوييم دموكراسي كمونيستي يا دموكراسي مسيحي يا دموكراسي ماركسيستي، چرا كه خواه‌ناخواه در بطن اين تركيب‌ها نطفه‌ي تضييع حقوق اقليت و تفكيك جامعه به خودي و غيرخودي بسته‌مي‌شود. دموكراسي، دموكراسي است و حكومت مردم بر مردم با اين اعتقاد كه هيچ‌كس بر ديگري برتري ندارد و نمي‌تواند براي ديگران تصميم بگيرد مگر با راي اكثريت.

با نگاهي ساده به آن‌چه امروز در كشورمان مي‌گذرد مي‌توانيم به سادگي به اين باور برسيم كه چه مقدار از دموكراسي حقيقي دورافتاده‌ايم و از مسير اصلي خارج‌شده‌ايم. تركيب جعلي دموكراسي ديني هم نه دموكراسي است و نه دين، التقاطي است از هر دو ، كه اتفاقا بيش از هر چيز خود دين را به تباهي مي‌كشاند. در پايان اشاره‌اي مي‌كنم به نوشته‌اي از اكبر گنجي در مقدمه‌ي كتاب عاليجناب سرخپوش، عاليجنابان خاكستري، آن‌جا كه مي‌گويد: " دموكراسي روشي است معين براي رسيدن به نتايج نامعين، براساس اين روش، حكومت بدون خون‌ريزي و از طريق انتخابات مستمر تعويض مي‌شود، آزادي اقليت و مخالفان براي هميشه تضمين مي‌گردد، دگرانديشان انديشه‌هاي بديل را بسط مي‌دهند و دگرباشان سبك‌هاي مختلف زندگي را تبليغ و محقق مي‌كنند، قدرت توزيع مي‌شود، حكومت حق مردم و مبتني بر راي آنان است، هيچ‌كس بهتر از خود مردم سعادت آنان را تشخيص نمي‌دهد، هيچ‌كس نمي‌تواند خود را دلسوزتر از ديگران محسوب‌كند و به‌جاي ديگران، درباره‌ي سرنوشت آنها تصميم‌بگيرد، حكومت هيچ‌ فرد، گروه، حزب، ايديولوژي و مكتب از قبل تضمين‌نمي‌شود و اگر شهروندان نظام فكري و اجتماعي خاصي را نخواهند، آن منظام با خواست مردم صحنه را ترك خواهدكرد. التزام به دموكراسي، التزام به اصل بازي و قواعد آن است نه نتيجه‌ي بازي."

۲- روزهاي متوالي است كه سراسر كشورمان در لاك سرما فرورفته است. بي‌گازي ، بي‌برقي، بي‌آبي و بي ناني بيداد مي‌كند. بسياري از شهرهاي كشورمان از اين تاسيسات زيربنايي محروم شده‌اند و حتا نان تا دانه‌اي هزارتومان خريد و فروش مي‌شود. در بسياري از شهرها نانوايي‌ها مشغول گازوييل‌سوز كردن تنورها هستند. آن وقت دولت ندبير يگانه‌اي انديشيده و ادارات را تعطيل كرده و انشعاب گاز آنها را بسته‌است. نيروهاي ويژه‌اي هم به بازديد از ادارات مشغول‌ هستند تا جلوي تخلفات احتمالي را بگيرند. در هفته‌ي گذشته هم بسياري از كارمندان بانك‌ها با پتو در محل كار خود حاضر شده‌بودند. اما بستن گاز ادارات خسارت‌هاي بسياري هم به‌بار آورده است. بخش زيادي از ساختمان‌هاي اداري ما، برج‌هاي تازه‌سازي هستند كه از تاسيسات پيشرفته‌اي بهره‌مبرند. قطع گاز اين ساختمان‌ها باعث خرابي لوله‌ها، تركيدگي و خسارت فراواني شده‌است. چيزي كه شايد هيچ‌گاه پيش‌بيني نشده‌بوده و حالا پس از انجام و طبق معمول با روش آزمون و خطا نتيجه‌اش مشخص‌شده است و پس از برگشتن وضع كشور به شرايط عادي بايد هزينه‌ي بسياري، حتا بيشتر از مقدار صرفه‌جويي شده براي راه‌اندازي دوباره تاسيسات اين ساختمان‌ها انجام‌داد. چند روز پيش هم به مجلسي در يكي از اين ادارات كل دعوت‌شده‌بوديم. طبقه‌ي پايين اين اداره‌ي هشت طبقه، رستوران و سالن پذيرايي بود. سالني خيلي سرد كه هيچ وسيله‌ي گرم‌كننده‌اي هم وجودنداشت و مهمان‌ها تا انتها مي‌لرزيدند. تدبير دوباره‌ي دوستان خريد فوري بخاري به مبلغ حدود ۵/۲ ميليون تومان بود كه پس از نصب آنها، دودكش بخاري‌ها در فضاي سالن رها شده‌بود و گاز دي‌اكسيدكرين و منواكسيدكربن سالن را پر كرده‌بود و گروهي از مهمان‌ها را دچار سردرد كرد. آري اين‌گونه است شرايط امروز مملكت ما. و اخبار پر است از وعده‌هاي به‌زودي، تا فلان روز و بهمان ساعت و دريغ از يك عذرخواهي ساده، كه ببخشيد ملت هميشه در صحنه، نشد، نتوانستيم. آري در سرزميني كه آب و گاز و برق نعمت الهي باشد و مردم رعيتي ساده كه در موقع نياز بايد باشند، جايي براي پاسخ‌گويي نمي‌ماند. مردم بكوشند براي صرفه‌جويي، لباس گرم هم بپوشند و ما ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

زبان‌ پارسي روزبه‌روز ويران‌تر و ويران‌تر مي‌شود، چگونه مي‌توان جلوي اين نابودي را گرفت و چه‌كار بايد كرد. هر روز واژگان، جمله‌ها و تركيب‌هاي نامانوسي را از رسانه‌ها مي‌شنويم و در مطبوعات مي‌خوانيم. هنوز نتوانسته‌ايم جلوي جمع‌بستن واژگان پارسي را با «ات» بگيريم. در اين روزهاي ماه محرم هم سيل جمله‌هاي عجيب و غريب به‌گوش مي‌خورد، مانند پرده‌اي كه براي دعوت به روضه سردر يكي از خانه‌ها نصب شده بود و نوشته‌بود: بيت ابوالشهيدين حاج اقاي ... بفرماييد روضه. شگفتا از اين مردم.

به نظر شما براي اين مشكل چه دليل‌هايي مي‌توان يافت. فكر مي‌كنم براي اين رخداد ناگوار بتوان اين چند مايه را برشمرد:

نخست: سستي‌ي برنامه‌هاي رايانگر (رايانه يا كامپيوتر) براي زبان پارسي است و اين هم خود دليلي جز نپيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني و قانون نشر و بازنشر (copyright) ندارد و پشتيباني‌ي چنداني از اين زبان نمي‌شود.

دوم اين‌كه افزون بر سستي‌هاي پيش‌آمده در اين‌ سال‌ها از سوي برنامه‌ريزان سياسي‌ي كشور كه يكسره، سر كينه‌ورزي با همه‌ي يادگارهاي ايراني دارند، بايد به بي‌قيدي و مرزگريزي‌ي نسل جديد نيز اشاه‌كرد. اين بي‌قيدي و گريختن در تك‌تك مناسبات اجتماعي، سياسي و حتا مذهبي‌ي اين نسل (و جامعه‌ي امروز به‌ويژه در سال‌هاي پس از انقلاب) چنان مشهوداست كه جامعه‌ي امرزو ايران را تبديل به توده‌آي لزج و بي‌شكل كرده كه به هيچ مرز، قانون يا ساختاري پاي‌بند نيست و نمي‌توان آن را در زير سايه‌اي جمع‌كرد.

سوم آن‌كه كه توليد و بازتوليد روزانه هزاران نوشته‌ي پارسي آن هم از سوي بسياري از مردمان با آرمان‌ها و انديشه‌ها و خلق‌و‌خوي‌ها سبب‌شده كه هيچ يك‌نواختي و هماهنگي بين نگارش پارسي به‌وجودنيايد.

چهارم- اين مشكل سال‌ها پيش با جمله‌بندي‌هاي نامانوس با زبان پارسي آغازشده، با ورود واژگان بيگانه ادامه يافته و امروز با اشتباه‌نويسي‌ها مي‌رود تا كار زبان پارسي را يكسره‌كند.

پنجم- اگر سري به سايت فرهنگستان زبان پارسي بزنيد، جايي‌كه مسوول اصلي‌ي پاسداري از زبان پارسي است، خواهيد ديد كه جز توليد برابرهاي غريب و ناآشنا براي واژگان بيگانه كاري‌نكرده و حتا در جايي براي توضيح روش درست‌نويسي نوشته‌اي با اين عنوان وجوددارد: «طريقه‌ صحيح كتابت زبان فارسي». وقتي سكان‌دار و پيش‌قراول زبان مملكتي اين‌گونه چوب حراج مي‌زند چه انتظاري از مردمان داريم. به‌جاي اين نام دهشتناك مي‌توان ساده نوشت: «روش سره‌نويسي‌ي زبان پارسي»

نطر شما چیست؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 3:4 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

- بيست و يكم دی: كشته شدنِ يزدگرد سوم به دستِ آسياباني در مرو و پايانِ پادشاهي يِِ 416 ساله يِ ساسانيان (20 خ)

 

- بيست و دوم دی: درگذشتِ ابوسعيد ابوالخير، شاعر (467 -386 خ)

 

- بيست و سوم دی: 

 

- بيست و چهارم دی: آغازِ جنگ هايِ‌اردشير بابكان با اردوانِ ‌پنجم آخرين شاهِ ‌اشكاني (224 م)

                                خشمِ ايرانيان در نام گذاري يك سرويس خبري به نام خليج عربي (1354 خ)

   

   - بيست و پنجم دی: تصرفِ بغداد توسط احمد ديلمي، بركناري يِ‌خليفه يِ‌عباسي و احيايِ

                                  حاكميتِ ملي (324 خ)

 

 

- بيست و ششم دی: درگذشتِ ‌فيروز نخست، شاهِ‌ساساني (483 م)

                                 خروجِ محمدرضا پهلوي از ايران (1357 خ)

 

- بيست و هفتم دی: درگذشتِ يزدگرد اول، شاهِ ساساني (420 )

                              تيربارانِ اعضايِ فدائيانِ اسلام (نواب صفوي، خليل طهماسبي،

                              مظفر ذوالقدر و محمد واحدي) (1334 خ)

 

- بيست و هشتم دی: شاه شدنِ شاپور دوم پيش از تولد و در شكم مادر (311 م)

 

- بيست و نهم دی: درگذشتِ شاه عباس صفوي (1007 خ)

                             درگذشتِ محمود مشرف تهراني ( م.آزاد)، شاعر) (384 -1312 خ)


 - سي‌ام دی: درگذشتِ نورعلي خان برومند، نوازنده يِ تار و رديف دان (1355 - 1285 خ)

                      درگذشتِ مهندس مهدي بازرگان، رئيسِ دولتِ موقت (1373 -128۸ خ)


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

- یازدهم دي: زادروزِ امام علي ابن موسي الرضا (ع) (144 خ)

                     اعلامِ اول ژانويه به عنوان آغاز سال ميلادي در شوراي عالي مسيحيت رم (1622 م)

- دوازدهم دي: درگذشتِ بهرام دوم و به قدرت رسيدنِ بهرام سوم ساساني (282 م)

                       درگذشت سيبويه، دانشمندِ ايراني كه براي زبانِِ عربي دستور زبان نوشت! (171 خ)

- سیزدهم دي: زادروزِ فروغ فرخزاد، شاعر و سينماگر (1313-1345 خ)

                        جابجايي يِ پيكرِ نيما يوشيج به خانه پدري اش در مازندران (1373 خ)

- چهاردهم دي: كشته شدنِ بابك خرم دين به دستور المعتصم عباسي (216 خ)

                        با تصميمِ محمدرضا پهلوي (بدون نظرخواهي از مردم و مجلس) بحرين از ايران

                         جدا شد (1347 خ)

- پانزدهم دي: درگذشتِ ملوك ضرابي، خواننده (1378 -1270 خ)

- شانزدهم دي: با تصويبِ مجلس، بحرين دارايِ نماينده در مجلسِ شورايِ ملي شد (1331 خ)

- هفدهم دي: درگذشتِ پهلوان غلامرضا تختي (1346 خ)

                      درگذشتِ‌ لطف ا... مفخم پايان، نوازنده يِ‌ ويولون (1362 -1292 خ)

- هجدهم دي: پايانِ دومين دوره يِ جنگ هايِ ايران و روم در زمانِ شاپور دوم (363 م)

                         زادروزِ ‌امام سجاد (ع) (37 خ)

                        درگذشتِ‌ ابونصر فارابي، دانشمند و فيلسوفِ ايراني (328 خ)

                        درگذشتِ مظفرالدين شاه قاجار (1285 خ)

- نوزدهم دي: درگذشتِ پرويز وكيلي، شاعر و ترانه سرا (1363 -1312 خ)

- بيستم دي: زادروزِ امام حسين (ع) (۴خ)

                    كشته شدنِ اميركبير در حمامِ فينِ كاشان  (230 - 1181 خ)

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   | 

- اول دی: نخستين روزِ دي - خور روز (زادروزِ خورشيد) (1837 سال پيش از ميلاد)

               تيرداد نخست به عنوانِ دومين شاهِ اشكاني تاج گذاري كرد (247 م) 

- دوم دی: گشايشِ‌راه‌آهنِ‌تهران - اهواز (1337 خ)

- سوم دی: حذفِ وزارتِ دربار به دستورِ رضاخان (1311 خ)

                  درگذشتِ ‌محمدصادق طباطبايي، سياستمدارِ دورانِ مشروطه (1340 خ)

- چهارم دی: زادروزِ حضرت مسيح (ع)

                   زادروزِ رودكي، پدرِ شعرِ پارسي (359 -239 خ)

                   درگذشتِ‌ كريم ساعي، بنيان گذارِ‌تشكيلاتِ‌منسجمِ‌جنگل باني

                   (پارك ساعي تهران به جاي مانده از اوست) (1331 خ)

- پنجم دی: زلزله يِ سهمگين در شهر بم و كشته شدن بيش از 35 هزار نفر از هموطنان (1382 خ)

                  درگذشتِ ايرج بسطامي، خواننده يِ موسيقي يِ‌سنتي در زلزله بم (1382 -1336 خ)

- ششم دی: زادروزِ محمدبن زكرياي رازي، دانشمندِ پرآوازه يِ ‌ايراني (309 -242 خ)

- هفتم دی: يعقوب ليث زبانِ پارسي را زبانِ رسمي يِ ايران اعلام كرد(253 خ)

                   گشايشِ‌دبيرستانِ‌دارالفنون (1230 خ)

- هشتم دی: درگذشتِ فرهاد پنجم و به تخت نشستن ارد (اشك پانزدهم) (1 م)

                    آغاز نخست وزيري يِ شاپور بختيار (1357 خ)

- نهم دی: امضايِ قانونِ اساسي و تعيينِ نظام مشروطه سلطنتي به دست مظفرالدين شاه (1285 خ)

- دهم دی: درگذشتِ سيدجواد بديع زاده، خواننده و آهنگساز (1358 -1281 خ)

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 8:23 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا   |