جهانگردي و گردشگري از ديرباز در ايران به سببِ موقعيت و گستردگييِ جغرافيايي، تنوعِ آبوهوايي و شرايطِ زيستمحيطي، جايگاهِ فرهنگي، علمي و بازرگاني، مردمانِ مهربان و ميهماننواز و نيز تمدنِكهن و جاذبه هاي تاريخي بسيار همچون قارهآي پهناور، رونق داشته و كاروانسراها، چاپارخانهها و راههايِ ارتباطييِ گسترده به همراهِسفرنامههايِ بهجايمانده دليلي بر اين ادعاست. جهانگردانِ بسياري پيش از اسلام و در دورانِ هخامنشي و سلوكي و... به ايران آمده و پايهگذارِ ارتباطِ فرهنگييِ ملتهايِ خويش با تمدنِايراني گرديده، وصفِ شكوه و بزرگيِ ايران را پراكندند. بر مبنايِ نوشتههايِگزنفون و هرودوت، بازرگانانِ يوناني و رومي برايِدادوستد به ايران رفتوآمد داشتند. پس از اسلام باوجودِ فرازوفرودهايِِ فراوان و درگيريهايِ پياپي باز هم سياحاني چون ابنِحوقل، ياقوتِ حموي و ابن بطوطه به ايران آمده و شرحِ سفرهايِشان را در كتابهايي مانندِ صورهالارض، معجمالبلدان و... آوردند. با گسترشِ حوزهيِ نفوذِ تمدنِ ايراني بارِ ديگر زمزمهيِ اين فرهنگ به اروپا نيز رسيد و جهانگردان كشورهايِ مختلف از جمله ژان شاردن Chardin] [Jean فرانسوي، پيتر دلاواله [Pieter Della Valle] ايتاليايي، ماركوپولويِ ونيزي، تاورنيه [Tavernier] فرانسوي و بنيامين تودلاي به ايران سفركردند. تودلاي اهلِ اسپانيا بوده و گويا نخستين فردي است كه پس از اسلام از ايران ديدار نموده و سفرنامهاي در اين مورد نوشته است
ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط سعيد مهرپويا
|